گنجشک و زنبور

حضرت آیت الله ناصری از قول حاج آقا معین شیرازی که از یک کشاورز شنیده بود می فرمودند:زمانی که کار کشاورزیمان تمام شد، گندمها را پهن کرده بودیم تا هر کس سهم خودش را ببرد،در همین موقع که مشغول استراحت بودیم،یک زنبور آمد و یک دانه گندم را برد، و چندین بار این کار را تکرار کرد، تا اینکه ما کنجکاو شدیم ببینیم این زنبور گندمها را کجا می برد.دنبال زنبور رفتیم،دیدیم زنبور گندمها را میان دیوار خرابی که در آن یک گنجشک نابینایی است می برد و گنجشک با شنیدن صدای زنبور، دهانش را باز می کند زنبور هم گندم را در دهان او می گذارد.
به اعماق دریا و در بطن سنگ دهد روزی کرم را بی درنگ
رساننده ی رزق گنجشک کور پدیدآور ظلمت و نار و نور
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:43 توسط آزادی
|