به یاد استاد بزرگوار مرحوم آیت الله سید مرتضی نجومی

آسمان دل من پر ابر است
باز هم با يک رعد
بغض من مي ترکد...
کوچه لبريز دعاست
در خيابان دلم
مسجدي غرق خداست
اشک ها مي گويند:
سينه بر دل زدن است
اين همه ناله و رشک
بوي يک عالمه حلوا و نسيم
در هوا مي پيچد
نفسم مي گيرد
ياد لبهاي حسين
دل تو را مي ميرد...

رحلت این سید بزرگوار و این عارف بالله چنان عمیق و تکان دهنده بود که وظیفه دانستم در این رتبه حقیرم یادی از ایشان کنم همچنان که موری ران ملخی را به پیشگاه سلیمان عرضه نمود... 

مختصری از شرح زندگانی این عالم عالیقدر را در ادامه مطالب بخوانید.

ادامه نوشته

آقا در جبهه

این تصویر زیبا از آقا رو برای اولین بار در اینجا منتشر کردم.این هدیه ای بود از سوی یکی از دوستان بزرگوار که راضی به افشای نامش نشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دير زمانيست كه آماده ايم

پيش فروشت سر خود داده ايم

دير زمانيست طلب مي كنيم

خواب تو را ديده و تب ميكنيم