سن عاشقی...

یه پسر بچه رو گرفتیم که ازش حرف بکشیم.

آوردنش سنگر من. خیلی کم سن و سال بود.

بهش گفتم: مگه سن سربازی توی ایران هجده سال تمام نیست؟

سرش را تکان داد.

 گفتم: تو که هنوز هجده سالت نشده!

بعد هم مسخره اش کردم و گفتم: " شاید به خاطر جنگ ، امام خمینی کارش به جایی رسیده که دست به دامن شما بچه ها شده و سن سربازی رو کم کرده؟"

جوابش خیلی من رو اذیت کرد. با لحن فیلسوفانه ای گفت:

سن سربازی پایین نیومده ، سن عاشقی پایین اومده

--------------------------------------

پی نوشت:

-         از خاطرات یکی از سربازان عراقی

یا وتر الموتور...

وفـــــــــــــدیناه بـــــــذبح عظیـــــــــــم

یکی یکـــدانه خـــــــــدا!

میــان لبخنـــدهای انــدکم اقیــانوســی از اشــکت نهفتــه...

ثانیــــــه ها را بـــرای محـــــــــــــرم تو می شمــــــــــارم...