ای برادر ما همه بی غیرتیم...

خدا میداند که در میان کلی گرفتاری دنیایی نگاههم به پیامت افتاد و آنقدر خجالت کشیدم که ای کاش زمین دهان باز می کردو مرا با خودش می برد.

ای ابوذر زمان!

و ای مجاهد ی که مولایم برایت سرود «شَكَرَ الله مَساعیكَ»

گویا امروز هم عاشوراست و اینجا،همینجا که ایستاده ام!سرزمین کربلاست...و صدای هل من ناصر امام عشق هنوز بی جواب و خاموش است.

کیست درین انجمن محرم عشق غیور

ما همه بی‌غیرتیم آینه درکربلاست

پی نوشت:

مجاهد نستوه طلبه سیرجانی حجت‌الاسلام جهانشاهی نیمه‌شب 22 دی ماه جاری پیام کوتاهی با عنوان «کوچک‌ترین سرباز ولایت» از «اتاق 1 بند ویژه روحانیت اوین» خطاب به «نیروهای حزب‌اللهی» و «بچه هیأتی‌ها» صادر کرد.در این پیام که با «بسم رب‌ الحسین (ع)» آغاز شده، آمده است: «محبین اهل بیت، حاج‌منصور ارضی، حاج‌سعید حدادیان، حاج‌‌محمود کریمی، حاج‌مهدی سلحشور، حاج‌سعید قاسمی، حاج‌آقا آقاتهرانی، حاج‌آقا میرباقری، حاج‌‌علیرضا پناهیان، سیاسیون، اصحاب رسانه، عدالتخواهان، بسیجیان، دانشگاهیان و با بصیرت‌ها، فقط یادتان باشد ما را تنها گذاشتید».

 

اقتدا به رئییس جمهور در کوچه

 يكبار كه از ماموريتي برمي گشتم چون نزديك اذان ظهر بود به راننده گفتم بدليل اينكه داريم از نزديكي منزلمان عبور مي كنيم من ناهار را به منزل مي روم و بعد از آن به وزارتخانه مي آيم.
وقتي وارد كوچه شدم با كمال تعجب ديدم جمعي در وسط كوچه به نماز جماعت ايستاده اند. از ديدن اين صحنه خيلي متعب شده منتظر ماندم نماز تمام بشود تا راهم را به طرف منزل ادامه بدهم.
پس از نماز وقتي نمازگزاران بلند شدند بر تعجبم افزوده شد. چون يكدفعه نگاهم به نگاه مهربان و صميمي آقاي رجايي كه در جلو آن عده به نماز ايستاده بود، افتاد. حال و احوالي كرديم و پرسيدم آقاي رجايي جريان چيست؟ پاسخ داد: هيچي من از اين كوچه رد مي شدم كه ديدم دارند اذان مي گويند. بلافاصله در گوشه اي به نماز ايستادم و اينها هم به تدريج به من اقتدا كردند...


راوي: سيد محمود حقي، برگرفته از كتاب سيره شهيد رجايي، نوشته غلامعلي رجايي، نشر شاهد