تصویری که پیش رو دارید، روز دوشنبه، 16 دی ماه سال 1392 (4 ربیع
الاول 1435 قمری) یعنی چند هفته قبل، گرفته شده است. محل عکسبرداری، قلب شهر
«بصره» در عراق است. گروهی
موسوم به «گردان های سیدالشهدا(صلوات الله علیه)»، در حال تشییع پیکر پاک چند تن
از رزمندهگان عراقی هستند که در جریان دفاع از «حرم بانوی کربلا» در «سوریه» و در
خط مقدم نبرد با «شرکِ تکفیری» و «نفاقِ وهابیت» بال در
بال ملائک گشوده اند. در پیشاپیش جمعیت، در کنار تمثال مبارک «حضرت روح الله»،
کودکی، تصویری از شهید «هادي جاسم العزاوي»، مدافع عراقی «حرم زینبی» را در دست
دارد.
پی نوشت (ضمن عذرخواهی از طولانی بودنش:(
- در ایام سالگشت «عملیات کربلای 5»، دیدن این عکس از شهر «بصره» حال
خاصی را در کسانی که 35 روز در شرق این شهر، عاشقانه جنگیدند، ایجاد می کند. آن روزها،
یگان هایی از رزمنده گان بسیجی، با مشقت فراوان توانستند خود را به دروازهی شهر
«بصره» رسانده و تصویر «امام امت» را روی آن نصب کنند. بسیجیان
در آن سال ها شعار «رهایی حرم سیدالشهدا(صلوات الله علیه)» را بر لب
داشتند و اینک، سه دهه پس از آن سال های پر حماسه، مشاهده ی عکس امام در
درون شهر و در کنار پیکر بسیجیان ِ شهید عراقی، که شعار «دفاع از حرم زینب
کبری(سلام الله علیها)» را بر لب دارند، بسیار دلچسب و روح نواز است.
- جای همه شهدای «عملیات کربلای پنج» و امامشان خالی،هدیه به روح
پرفتوحشان حمد وصلوات...
- حاج حسین یکتا می گفت برای دیدار با شیعیان چند شهر ایالت کشمیر هند و
سخنرانی به آنجا رفته بودم؛ جمعیتی جمع شده بودند در مکانی که ما برویم برای آنها
با کمک مترجم از شهدا بگوییم. به محض اینکه وارد سالن شدم دیدم یک نفر در جایگاه
ایستاده است و متنی را از روی کتابی میخواند و جمعیت به شدت گریه میکنند. از یکی
از مسؤلین آنجا پرسیدم کتابِ مقتل اباعبدالله (ع) را
میخواند؟!
گفت: نه، ترجمه ی کتاب "پرواز تا بی نهایت"، خاطرات شهید
عباس بابایی!
اشک در چشمانم حلقه زد و یاد حرف امام (ره) افتادم بعد از قطعنامه، که
فرمودند: "مادر این جنگ انقلابمان را صادر کردیم . .
."
- ...