جانم فدای رهبر
ساعت هفت و بیست دقیقه است که رسیدیم به میدون آزادی.کلی ناامید شدم! آخه با وجود این موج جمعیت من میتونم توفیق زیارت آقا رو داشته باشم.بههمه رفقام میگفتم ماشاالله برای این جمعیت! اما راستش من از روی حسادت تو دلم میگفتم خدایا با این همه رقیب برای دیدن آقا چیکار کنم! رفتم بین بچه ها و یه پیشانی بندی گرفتم و به پیشانی ام بستم.بعد روبه دوستام کردم و گفتم چی نوشته :یکی گفت خامنه ای رهبر منم سریع اونو از پیشونیم باز کردم و رفتم یکی دیگه گرفتم که روش نوشته بود:جانم فدای رهبر!

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11:2 توسط آزادی
|