کلاهبرداری به سبک آسمان!

از زمین و آسمان آتش دشمن می بارید.
در یک لحظه کلاهم از سرم افتاد.
علی داد زد:
کلاهتو بردار..!
خم شدم کلاهم را بردارم که حس کردم یک گلوله از لای موهایم رد شد و پوست سرم را خراش داد...
برگشتم به علی بگویم:
عجب شانسی آوردم...
گلوله توی پیشانی علی بود...
پی نوشت:
-این حساب و کتابهای دنیایی برای آدم های بی خرد آنچنان جالب توجه هستند که حساب و کتاب اصلی را فراموش می کنند.به کسی بر نخورد!به خودم می گویم شهدا فقط با خدا معامله کردند.دنبال توجیه نبودند.
-الان هم وضعیت فرقی نکرده.هنوز کل یوم عاشوراست،مهم نیست کجا هستیم و چه کار می کنیم.مهم این است باور داشته باشیم کاری را که بدان مشغولیم آن چنان به سرانجام برسانیم که انگار امام زمانمان ما را به آن کار گمارده است.
-هدیه به ارواح طیبه شهدا و جهت سلامتی و تعجیل در فرج حمد و صلوات...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ساعت 0:3 توسط آزادی
|