برای دلم...

برادران یوسف وقتی میخواستند یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخندی زد.
یهودا پرسید : چرا میخندی ؟ اینجا که جای خنده نیست !
یوسف گفت : روزی در فکر بودم چگونه کسی میتواند به من اظهار دشمنی کند با اینکه برادران نیرومندی دارم !
اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که
" نباید به هیچ بنده ای تکیه کرد "…
پی نوشت:
...
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 5:45 توسط آزادی
|