پوتین های خاکی که فرشته ها آنرا واکس می زدند

ساعت 2 نيمه شب بود . استوار محمودي براي بازديد از وضعيت انضباطي سربازها وارد آسایشگاه شد. جلوي يكي از تخت ها يك جفت پوتين واكس نشده را دید،جلو رفت و با صدای بلند در حالي كه محكم پتو را از روي سرباز كنار می زد گفت:یالا پاشو! چرا پوتين هايت را واكس نزدي؟
سرباز يكدفعه از خواب پرید، بر روي تخت نشست و همان طور كه سرش را پايين انداخته بود، عذرخواهي کرد و آرام گفت : شرمنده ام! دیروقت از منطقه جنوب به پایگاه رسیدم و چون خانواده ام به شهرستان رفته بودند براي اينكه مزاحم كسي نشوم، به آسايشگاه آمدم و وقتي همه را در خواب ديدم، نتوانستم واكس را پيدا كنم.
استوار احساس کرد که صدا بسيار آشناست. ناگهان متوجه شد كه ايشان سرهنگ بابايي فرمانده پايگاه هستند.
استوار با شرمساری فراوان از ايشان عذرخواهي کرد ولي شهيد بابايي با گشاده رويي گفت:
برادرجان! شما به وظيفه خود عمل كرده ايد. من هم بيشتر از هر كسي خود را موظف به رعايت مقررات مي دانم.
پی نوشت:
اولین وظیفه مدیر در نظام اسلامی اطاعت از قانون و انضباط اداری برای خود است.
یقه سفیدها انحرافی را ایجاد کردند که اصلاح آن بعید به نظر می رسد.افرادی با ظاهر موجه،ادعای دین و ادای دینداری و رفتار اشرافی و طاغوتی...
اگر شهدا نبودند شاید حالا کسی باور نمی کرد بتوان در شرایط بحران و مدیریت کلان مدیرانی را دید که به شدت ساده زیست و بی آلایش باشند. این روزها بی اخلاقی، سخن چینی،تهمت ،حسادت،جناح بازی،عدم توجه به وضعیت معیشت مردم،ابزار قراردادن دیگران و ... از بدیهیات زندگی اداری شده.البته نباید فراموش کرد که شهدا در عین ساده زیستی و نجابت ،اقتدار خود را داشتند و چنان در قلب های سربازان خود جا داشتند که حالا حماسه هایشان در دانشگاههای نظامی دنیا تدریس می شود.