چند روز قبل از فرارسیدن ماه رمضان بود که بحث ها درباره ساعات کاری روبه داغی گذاشت، از هر اتاقی که رد می شدی نظرات مختلف همکاران در رابطه با نوع تعیین ساعت کار به اطلاع می رسید.من هم همچون رهگذری که از کنار بساط جورواجور دستفروشان می گذرد،نظاره گر گفتمانشان بودم و البته در حال تفکر و تعجب!تا اینکه برای انجام  ماموریت درون شهری به پارکینگ اداره مراجعت نمودم و تا راننده آماده عزیمت می شد فرصت  چهار پنج دقیقه ای  را به ناچار در قسمت نگهبانی پارکینگ منتظر ماندم.چند تن از همکارانم نیز به بهانه های مختلف آنجا بودند و همانطور که انتظار می رفت بحث بر سر کاهش ساعت کار در ماه مبارک رمضان بود.لحظاتی نگذشته بود که یکی از آنها نظرم را جویا شد و من پاسخی خیلی ساده به او دادم.گفتم:مگر نه این که ساده ترین فلسفه روزه برای درک سختی های قیامت و مستضعفان است؟ پس دلیلی برای کاهش ساعت کاری وجود ندارد. در یک لحظه متوجه چشمان غضبناک دوستان گرامی ام شدم. از چشمهایشان می شد خشم و ناسزاهایی را که لایق یک خائن است به وضوح مشاهده نمود. نمی دانستم چرا؟ و هنوز هم نمی دانم چرا؟...

ماه مبارک رمضان فرا می رسد. ماه میهمانی خدا، صاحب آن معشوق ما خدا و میهمان ما.

مگر نفرمود الصوم لی و انا اجری به"روزه مال من است و من شخصاً اجر آنرا می دهم"

در مکتب اسلام برای حل بسیاری از مشکلات و گرفتاریها روز پیشنهاد شده است .در بيان نورانى امام صادق(عليه السلام) هست كه مى فرمايد: {وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوة }قال يعنى بالصّبر الصّوم، آن گاه فرمود: «اذا نزلت بالرَّجلَ نازلةً او الشدّة فليصمّ».

نه تنها در مسأله جنگ بلكه اگر مشكلات ديگرى هم برى انسان پيش آيد برى حل آن مشكلات، روزه بگيرد. بايد ديد اين روزه چه نقشى دارد كه مشكل را حل مى كند؟ انسان را به كجا مى رساند كه بر مشكل پيروز مى شود؟

حال باید نگریست که مقصود کیست و کعبه و بت خانه در کدام  دیالوگ نقش آفرینی می کنند.

بیایید دو سناریو را مطالعه و بررسی کنیم.

تهیه سناریوی اول را به خودتان واگذار می کنم.موضوع آن درباره فضیلت روزه ،شرایط آن و ضرورت وجوب آن است. نکته حائز اهمیت تحمل سختی ها ،درک فقرا و مساکین،عبادت و آشتی با خالق یکتاست!

اما سناریوی دوم! از چند روز قبل از آغاز ماه به علت هجوم مردم به فروشگاهها برای ذخیره مواد غذایی نرخ آنها صعودی می شود. یخچالها و فریزرها از گوشت قرمز و مرغ و ماهی لبریز می شوند.

برنج ،ماهی و حتی نوشابه ها با قیمت های بیشتر از نرخ معمول به فروش می رسند. و دیدن حال روز فقرا یا به عبارت بهتر درک سختی های معیشتی آنها جلوه جالبی دارد.

در سحرها شکم هایمان به انباره مواد غذایی مبدل شده و معمولاً غذایی را انتخاب می کنیم که تا غروب آفتاب ،قارو قور به سراغ این معده لامصب! نیاید.برای دفع و رفع تشنگی طول روز هم تدابیری می اندیشیم.پرهیز از مصرف شیرینی و نشاسته و صرف یک استکان آبلیمو!

در طول روز هم ساعات کاری به اندازه ای کاهش می یابد که فقط بتوان واژه حضور را به آن اطلاق نمود.غروب هم انگار که از سر لج با خدا روزه دار بوده ایم.

تلویزیون از لحظه پخش اذان شروع به پخش سریالهای مختلف برای سرگرمی عابدان و موحدان گرامی می پردازد و برای افزایش حس معنوی از بازیگران در نقش جن ، پری و روح بهره می برد.

دعای ابو حمزه،دعای افتتاح و انس با قرآن را به رنگ آبی نمایش دادم،یعنی اگر خواستید بخوانید و اگر نخواستید برای مطالعه!

می دانید یاد چه کسانی می افتم. یاد پسرانی که به طمع ثروت خانوادگی دختران مرفه خود را عاشق پیشه معرفی نموده و تمام تلاش خود را برای حفظ ظاهر و فریب معشوقه بکار می برند.

خدایی که با مهر و عاطفه سفره کریمانه را گسترده و آغوش خود را برایمان بازکرده و ما هستیم و  فکر فریب و ریا!

تازه اینجا جای خوب و زیبای داستان بود و بیان شرح حال روزه خواران و بی اعتقادان به آیین روزه و میهمانی خدا درد دیگر و زخم عمیق دیگر.